تبلیغات
ریا - حج عاشورایی

ریا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

من هم مثل اکثر زائرا دوست داشتم عرفه رو تو شلمچه روی اون خاکا ، زیر آسمون بخونم

آخه میگن اونجا خیلی به کربلا نزدیکه

آخ که چه برنامه ها ریخته بودم

دعای امام حسین در روز عرفه ، توی شلمچه ، سجده روی اون خاکا ، با نوای حاج سعید حدادیان ، آی اشک بریزم ، اونقدر که هرچی تا حالا گناه و ریا داشتم پاک شه و از اونجا سلامی بر امام حسین(ع) ؛ نشد نشد نشد نشد نشد نشد...

با خودم گفتم حتما قسمتمون اینجاست هویزه

حتما اینجا می خوان یه چیزی بهمون بدن که تو شلمچه نمی دادن

اما هر چی که گذشت مایوس تر شدم

اصلا خدایا از دستت شاکی ام

این همه گناه که می کنیم ، یه بارم که می خوایم بیایم در خونت باهامون این طوری رفتار می کنی؟

به قول یکی از رفقا خدایا باید اورژانسیا رو زودتر دریابی ، زودتر پناه بدی ، زودتر در آغوش بگیریشون

آخه ما گنه کارا که جز تو کسی رو نداریم


آ خدا

اگه رفقا بگن رفتی هویزه و یرگشتی چی گرفتی چی بگم ؟

اگه بگن ما که شیراز موندیم و مثل هر سال با دعای عرفه ی حاج مهدی صفا کردیم ، اما تو چی ، چی دارم بگم...

خدایا باشه یک  هیچ

به قول یه بنده خدایی فقط کوله کشی کردیم

یاغریب الغربا



نوشته شده در جمعه 28 آبان 1389 توسط گمنام
مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin